لوگو
کد خبر: ۳۴۵

مهدی مطهرنیا تشریح کرد:

یادداشتی کوتاه در باب پاکستان و مذاکرات در مورد آتش‌بس در جنگ‌رمضان

یادداشتی کوتاه در باب پاکستان و مذاکرات در مورد آتش‌بس در جنگ‌رمضان

پاکستان ظرفیت میانجی‌گری دارد و می‌تواند در برخی مقاطع کانال پیام‌رسانی یا کاهش تنش میان تهران و واشنگتن باشد اما، نباید فراموش شود که اسلام‌آباد نیز دارای پیوندهای معناداری در منظومه سیاسی منطقه و سپهر فرامنطقه‌ای است.

به گزارش باریخ نیوز، مهدی مطهرنیا، رئیس اندیشکده آینده‌اندیشی سیمرغ طی یادداشت تحلیلی به تشریح نقش پاکستان در مورد هرگونه مذاکرات احتمالی با محوریت جنگ رمضان پرداخته که به شرح زیر از نظر می‌گذرد:

در یک جمع‌بندی کوتاه، نگاه نویسنده در مورد پاکستان متوجه این نگرش است‌ که اسلام‌آباد  یک بازیگر «میانجی‌گر و تعادل‌ساز» تلقی می‌شود که می‌تواند در میدان معادلات ایران و آمریکا نقش تسهیل‌گر داشته باشد، در همین حال هم به‌خاطر پیوندهای راهبردی با عربستان در محور دیگری از رقابت‌های منطقه‌ای قرار بگیرد.

در سطح تحلیل کلان با توجه به جایگاه پاکستان در فلات ایران و ایده نگارنده در مورد «ایالات متحده کشورهای فلات ایران» شایسته است این ایده که منطق ژئوپلیتیکیِ خاصی می‌تواند پاکستان را در مدار بزرگ‌تری از نظم پیرامونی ایران قرار دهد؛ مد نظر قرار گیرد.

 

نکات کلیدی در دیدگاه حاضر

اگر بخواهم بسیار موجز به این موضوع توجه کنم بایسته آن است که به موارد زیر اشاره شود:

 

الف) این نگرش، پاکستان را فقط یک کشور همسایه نمی‌بیند، بلکه آن را یک «گره ژئوپلیتیکی» در اتصالِ ایران، شبه‌قاره، خلیج فارس و غرب می‌‌نگرد.

ب) از نگاه نویسنده حاضر، پاکستان ظرفیت میانجی‌گری دارد و می‌تواند در برخی مقاطع کانال پیام‌رسانی یا کاهش تنش میان تهران و واشنگتن باشد. اما، نباید فراموش شود پاکستان نیز دارای پیوندهای معناداری در منظومه سیاسی منطقه و سپهر فرامنطقه‌ای است.

پ) من همواره ولی به‌طور ضمنی به این نکته توجه دارم که پاکستان در عین حال در نظم امنیتیِ عربستان جایگاه مهمی دارد و همین رفتار و کنش خارجی، سیاست خارجی اسلام‌آباد را چندلایه می‌کند.

ت‌) در برخی تحلیل‌های قبلی اشاره داشته است که پاکستان جزئی از میدان بزرگ‌تر رقابت بر سر «نظم منطقه‌ای» تصویر می‌شود، نه صرفاً یک کنشگر منفرد!

ث) پاکستان از نگاه نگرش حاضر و در این چارچوب، کشوری است که هم زمان چند نقش را بازی می‌کند:

۱- شریک امنیتی عربستان است،

۲- بازیگر حساس در برابر ایران، و

 ۳- واسطه‌ای بالقوه در رابطه با آمریکا است.

این یعنی اسلام‌آباد معمولاً به‌جای یک خط‌مشی کاملاً ثابت، بین منافع متعارض موازنه ایجاد می‌کند.

ج ) رابطه با ریاض

رابطه با ریاض در این منطق کلیدی است. روابط پاکستان و عربستان فقط سیاسی نیست و ریشه‌های نظامی و راهبردی هم داراست؛ در منابعی که درباره این پیوندها صحبت می‌کنند، از سابقه همکاری نظامی و عمق رابطه دو کشور یاد شده است. بنابراین اگر بر «استحکام رابطه با ریاض» تأکید کند، این را باید بخشی از شبکه موازنه‌گری پاکستان در منطقه، نه یک وابستگی ساده دانست.

در نگاشت تحلیلی اگر بخواهم این نگرش را خلاصه کنم، می‌توانم بگویم پاکستان از منظر این دیدگاه یک «بازیگر دووجهی» است؛ از یک سو می‌تواند پیام‌آور و میانجی باشد؛ و از سوی دیگر به‌دلیل پیوند عمیق با عربستان و حساسیت‌هایش نسبت به ایران، بخشی از معماری رقابت‌های منطقه‌ای باقی بماند. همین دووجهی بودن باعث می‌شود رفتار آن در قبال ایران، آمریکا و حتی اسرائیل بیشتر تاکتیکی و موقعیتی باشد تا اینکه کاملاً از یک موضع ایدئولوژیک تغذیه شود.

ارسال نظرات
پربحث ترین