شکاف دو سوی آتلانتیک بر سر جنگ علیه ایران
در سایه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که اکنون هفته چهارم خود را پشت سر گذاشتهاست، روابط آینده اروپا و آمریکا با چالشهای جدی روبرو شده است. روند یکساله از مارس ۲۰۲۵ تاکنون شامل فعالسازی اسنپبک توسط سه کشور اروپایی، در اوت ۲۰۲۵، حمایت اولیه اروپا از تحریمها اما تردید در جنگ تمامعیار، و اختلاف بر سر هزینههای انرژی و امنیت ناتو بوده که با افزایش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار و خروج سرمایه اروپایی از منطقه، انسجام آنها را تضعیف کرده است.
به گزارش باریخ نیوز؛ در سایه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که اکنون در هفته چهارم خود قرار دارد، روابط آینده اروپا و آمریکا با چالشهای جدی روبرو شده است. روند یکساله از مارس ۲۰۲۵ تاکنون شامل فعالسازی اسنپبک توسط سه کشور اروپایی، در اوت ۲۰۲۵، حمایت اولیه اروپا از تحریمها اما تردید در جنگ تمامعیار، و اختلاف بر سر هزینههای انرژی و امنیت ناتو بوده که با افزایش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار و خروج سرمایه اروپایی از منطقه، انسجام آنها را تضعیف کرده است. در همین راستا مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا در ۱۰ مارس ۲۰۲۶ گفت: «اروپا باید در کنار ما بایستد؛ این جنگ برای امنیت مشترک است.» در مقابل، جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تأکید کرد: «ما از جنگ بدون هماهنگی کامل حمایت نمیکنیم و خواستار آتشبس فوری هستیم.»
روابط اروپا و آمریکا در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵-۲۰۲۶) تحت تأثیر شدید تحولات خاورمیانه، به ویژه جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، قرار گرفته و آینده آن را به چالش کشیده است. این روند ریشه در فعالسازی مکانیسم اسنپبک توسط فرانسه، آلمان و بریتانیا در اوت ۲۰۲۵ دارد که تحریمهای شورای امنیت را بازگرداند، اما با آغاز عملیات آمریکا و اسرائیل به ایران، اروپا به سمت انتقاد از یکجانبهگرایی واشنگتن حرکت کرده است.
ٰرئیس جمهور آلمان به صراحت جنگ آمریکا علیه ایران را غیرقانونی خواند و دیگر مقامهای اروپایی و کشورهای عضو ناتو، هر چند به تندی رئیس جمهور آلمان از جنگ آمریکا انتقاد نکردند، اما تاکید کردند که جنگ علیه ایران، جنگ آنها نیست و در آن مداخله نمیکنند.
اما آینده روابط اروپا و آمریکا در سایه تحولات خاورمیانه (به ویژه جنگ ایران) چگونه خواهد بود؟ این در حالی است که اختلاف بر سر غنیسازی ایران از آوریل ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶ مذاکرات را به بنبست رساند و جنگ، اروپا را در موقعیت «حمایت مشروط» قرار داد. رسانههایی مانند لوموند گزارش دادند که آلمان و فرانسه از افزایش بودجه دفاعی ناتو خودداری کردهاند و نظرسنجیها نشاندهنده مخالفت ۶۲ درصدی اروپاییها با جنگ است. اندیشکده بروکینگز نیز تأکید کرد که این تحولات هرچند تهدید ایران را کاهش داده اما «بحران اعتماد ترانسآتلانتیک» را تشدید کرده و آینده روابط را به سمت «همکاری انتخابی» سوق میدهد. در مجموع، روند یکساله از اسنپبک تا جنگ فوریه ۲۰۲۶ نشاندهنده گذار از اتحاد نزدیک به شکاف استراتژیک است.
این در حالی است که تحولات خاورمیانه در طول یک سال گذشته، به ویژه جنگ ایران، روابط اقتصادی اروپا و آمریکا را تحت فشار قرار داده و آینده آن را نامعلوم کرده است. افزایش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار و اختلال در تنگه هرمز هزینه واردات انرژی اروپا را ۲۵ درصد بالا برده و آمریکا را متهم به «صادرات تورم» کرده است. موافقان جمهوریخواه کنگره مانند سناتور تد کروز این جنگ را «سرمایهگذاری مشترک برای امنیت انرژی» میدانند و به گزارش وال استریت ژورنال اشاره دارند که عادیسازی پس از جنگ فرصتهای تجاری جدید ایجاد میکند. اما مخالفان دموکرات مانند سناتور کریس مورفی گفتند: «این جنگ بدون مجوز، اقتصاد اروپا را نابود کرده و تجارت دوجانبه را ۱۵ درصد کاهش داده است.»
دادههای بانک جهانی و کمیسیون اروپا نشان میدهد صادرات گاز مایع آمریکا به اروپا با تخفیف مواجه شده اما تحریمهای ثانویه ایران، شرکتهای اروپایی (مانند توتال) را مجبور به خروج کرده است. این داده ها تأکید میکند که این اختلافات اقتصادی، آینده روابط را به سمت «حمایت مشروط» سوق داده بدون آنکه مشکلات بودجه ناتو را حل کند. این محور بر انزوای تجاری تمرکز دارد و نشان میدهد جنگ، محو تهدید ایران را به عنوان فرصت جلوه میدهد اما هزینههای واقعی اروپا را افزایش داده است.
از سوی دیگر، جنگ ایران شکاف سیاسی میان اروپا و آمریکا را عمیقتر ساخته و آینده روابط را به چالش کشیده است. اروپا ابتدا از اسنپبک حمایت کرد اما پس از آغاز جنگ، پارلمان اروپا قطعنامهای برای «آتشبس» تصویب کرد. جمهوریخواهان کنگره مانند مایک جانسون و سناتور لیندزی گراهام در رأیگیری جنگ قدرت (سنا ۵۳-۴۷) آن را «حمایت مشترک از اسرائیل» خواندند و گفتند: «اروپا باید در کنار ما بایستد.» اما دموکراتها مانند هکیم جفریز و الیزابت وارن جنگ را «غیرقانونی» دانسته و هشدار دادند که «این شکاف با اروپا را عمیقتر میکند.» گزارش پولیتیکو نشان میدهد دموکراتها با استناد به مخالفت ۶۲ درصدی اروپاییها، به دنبال محدود کردن کمکها هستند.
همچنین اندیشکده بروکینگز تأکید میکند که تردید اروپا در ناتو، موقعیت نتانیاهو را تقویت کرده و این بخش نشان میدهد جنگ، ابزار سیاسی برای فشار بر اروپا بوده اما مشکلات داخلی کنگره را حل نکرده است.
از سوی دیگر تحولات خاورمیانه در سال گذشته توازن استراتژیک اروپا و آمریکا را تغییر داده و آینده روابط را به سمت «اتحاد انتخابی» سوق داده است. نابودی برنامه هستهای ایران توسط آمریکا و اسرائیل، اروپا را از تهدید مستقیم رها کرده اما ریسکهای جدید در لبنان و غزه ایجاد کرده که موافقان مانند گراهام آن را «پیروزی مشترک» میدانند، در حالی که مخالفان مانند رو خانا هشدار میدهند که «جنگ بدون هماهنگی با اروپا، ناتو را تضعیف میکند.» گزارش نیویورک تایمز نیز نشان میدهد حمایت اروپا از تسلیحات به اسرائیل کاهش یافته و این امر مانور استراتژیک آمریکا را محدود کرده است.
در مجموع، جنگ ایران کارکرد ناتو و شورای امنیت را تضعیف کرده است. در یک سال گذشته، سه کشور اروپایی اسنپبک را فعال کرد اما کنگره آمریکا نظارت را نادیده گرفت. رفتار اروپا نیز در تردید حمایت و رفتار آمریکا در یکجانبهگرایی، چرخه تنش ایجاد کرد. در چنین شرایطی، تصمیم اروپا برای فاصلهگیری محاسبه هزینه-فایده انرژی بود.
آینده روابط اروپا و آمریکا در سایه جنگ ایران با شکاف اقتصادی، سیاسی و استراتژیک روبرو است و این روند بدون هماهنگی ادامه خواهد یافت. اهمیت موضوع در هشدار نسبت به پیامدهای عدم تعادل است که میتواند به تضعیف غرب در برابر رقبای جهانی منجر شود.