گزارش| چشماندازهای ژئوپلیتیک و نوسانات بازار نفت: تحلیل سه سناریوی محتمل
قیمت نفت یک عدد تصادفی نیست، بلکه آیینه تمامنمای تعادل شکننده میان عرضه، تقاضا و ثبات سیاسی است.
به گزارش باریخنیوز، نفت خام همچنان به عنوان رگ حیاتی اقتصاد جهانی شناخته میشود. در این میان، منطقه خلیج فارس و به ویژه تنگه هرمز، نقشی استراتژیک در تأمین انرژی جهان ایفا میکنند. این گزارش با رویکردی تحلیلی و با زبانی ساده، سه سناریوی محتمل را بررسی میکند: بسته شدن کامل تنگه هرمز، وضعیت بلاتکلیفی و نه جنگ و نه صلح، و در نهایت توافقات دیپلماتیک.
در ابتدای امر باید توجه شود که تنگه هرمز، این گذرگاه باریک آبی میان ایران و شبهجزیره عربستان، روزانه میزبان عبور حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفی جهان است. هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی یا سیاسی این منطقه، بلافاصله در قیمت جهانی نفت بازتاب مییابد. درک این پدیده، نه تنها برای سیاستگذاران و اقتصاددانان، بلکه برای عموم مردم که با افزایش هزینههای زندگی مواجه میشوند، حیاتی است.
سناریوی اول: بسته شدن تنگه هرمز و شوک قیمتی
در این سناریو، فرض بر این است که تنگه هرمز به هر دلیلی (مانند درگیری نظامی) مسدود شود. در این حالت:
۱. علت افزایش قیمت: با حذف ناگهانی حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت، خلأ شدیدی در بازار ایجاد میشود و از آنجا که جایگزینی این حجم از نفت در کوتاهمدت ممکن نیست، قیمتها جهش پیدا میکند.
۲. نرخ پیشبینی شده قیمت: کارشناسان پیشبینی میکنند قیمت نفت به سرعت از مرز ۱۲۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و بنابر مدت زمان بسته شدن تنگه هرمز، حتی تا ۱۵۰ دلار یا بالاتر نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
۳. پیامدهای اقتصادی: این شوک مستقیماً به صورت افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و خوراک پتروشیمی به زندگی مردم وارد میشود. تورم سراسری اوج میگیرد، هزینه حملونقل و تولید تمام کالاها افزایش مییابد و قدرت خرید مردم به شدت کاهش مییابد و اقتصاد کشورهای واردکننده نفت (مانند بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی) با رکود مواجه خواهد شد.
سناریوی دوم: بلاتکلیفی و نوسانات عصبی (نه جنگ، نه صلح)
این وضعیت به شرایط کنونی نزدیکتر است: نه جنگی در گرفته و نه توافقی پایدار شکل گرفته است و بازار در هالهای از ابهام باقی میماند:
۱. علت نوسان: در این حالت، مشکل اصلی «قطع عرضه» نیست، بلکه «عدم قطعیت» است. معاملهگران و سرمایهگذاران نمیتوانند آینده را پیشبینی کنند و هر خبر مثبت یا منفی سیاسی، باعث نوسان شدید قیمت میشود.
۲. نرخ پیشبینی شده قیمت: قیمت نفت در یک بازه نسبتاً گسترده، یعنی بین ۷۰ تا ۱۰۰ دلار در نوسان خواهد بود و این نوسان ممکن است روزانه یا هفتگی رخ دهد و برنامهریزی اقتصادی را برای شرکتها و دولتها دشوار میسازد.
۳. پیامدهای اقتصادی: مهمترین پیامد، توقف سرمایهگذاری است. شرکتها در شرایط بلاتکلیفی، پروژههای جدید را به تعویق میاندازند. همچنین، نوسانات شدید ارزی و افزایش هزینههای پوشش ریسک (هجینگ) به اقتصاد فشار میآورد. برای مردم عادی، این به معنای نوسان در قیمتهای کالاها و عدم امکان برنامهریزی بلندمدت مالی است.
سناریوی سوم: توافقات دیپلماتیک و کاهش تنشها
در این سناریو، فرض بر این است که مذاکرات (مانند احیای برجام یا توافقات فراتر از آن) به نتیجه رسیده و تحریمهای نفتی ایران لغو یا کاهش مییابد.
۱. علت کاهش قیمت: با بازگشت روزانه حدود ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران به بازار جهانی، عرضه به طور محسوسی افزایش مییابد. همچنین، آرامش سیاسی، ریسک سرمایهگذاری در منطقه را کاهش داده و تولیدکنندگان دیگر نیز با خیالی آسودهتر تولید میکنند.
۲. نرخ پیشبینی شده قیمت: قیمت نفت به تدریج به محدوده ۶۰ تا ۸۰ دلار در هر بشکه عقبنشینی میکند. این محدوده از نظر بسیاری از تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، یک «قیمت تعادلی» محسوب میشود.
۳. پیامدهای اقتصادی: در این حالت، هزینههای تولید و حملونقل کاهش مییابد، تورم مهار شده و قدرت خرید مردم بهبود نسبی مییابد. همچنین، سرمایهگذاری خارجی در بخش انرژی و دیگر صنایع منطقه افزایش پیدا میکند که به رشد اقتصادی و اشتغالزایی منجر میشود. این سناریو، سودمندترین حالت برای اقتصاد جهانی و معیشت مردم است.
فرجام سخن
قیمت نفت، عددی تصادفی نیست؛ بلکه آیینه تمامنمای تعادل شکننده میان عرضه، تقاضا و ثبات سیاسی است. سه سناریوی بررسی شده نشان میدهند که محدوده قیمت نفت میتواند از ۶۰ دلار (در حالت صلح و توافق) تا بالای ۱۲۰ دلار (در حالت بسته شدن تنگه هرمز) متغیر باشد. وضعیت میانی، یعنی بلاتکلیفی، گرچه کمخطرتر از بسته شدن تنگه به نظر میرسد، اما آسیب خود را از طریق نوسانات آزاردهنده و توقف سرمایهگذاری تحمیل میکند.
بنابراین، هم برای اساتید دانشگاه که به دنبال درک «مکانیسمهای علت و معلولی» هستند و هم برای مردم عادی که خواهان ثبات در سفره خود هستند، یک درس اساسی وجود دارد: اگرچه دیپلماسی و ثبات سیاسی، ارزانترین و مؤثرترین ابزار برای مدیریت بازار انرژی و حفظ رفاه عمومی است و همچنین سرمایهگذاری در صلح، بازدهی بسیار بالاتری از سرمایهگذاری در انتظار برای بحران بعدی دارد؛ اما، لازمه موفقیت در دیپلماسی در گرو درک متقابل دو سمت گفتوگو است. حال اینکه آیا دو طرف درک متقابل دارند یا خیر، موضوعی است که کارشناسان حوزه سیاسی و روابط بینالملل باید پاسخ آنرا ارائه کنند.
گزارش: پویا صالحیپور