لوگو
کد خبر: ۱۵۰

یادداشتی از مهدی مطهرنیا:

سناریوهای پیش‌روی ایران

سناریوهای پیش‌روی ایران

آینده ایران بیش از آنکه در گرو یک حادثه ناگهانی باشد، به کیفیت تصمیم‌های ساختاری در سه حوزه وابسته است و این حوزه‌ها اقتصاد، حکمرانی و سیاست خارجی خواهد بود.

به گزارش باریخ‌نیوز، مهدی مطهرنیا، رئیس اندیشکده آینده‌اندیشی سیمرغ طی یادداشتی برای باریخ‌نیوز به تشریح و تحلیل سناریوهای پیش‌روی ایران پرداخت که به شرح زیر از نظر می‌گذرد:

این نوشته بر اساس پاسخ به پرسش هایی است که مجری برنامه آزاد در مناظره اخیر نویسنده با جناب بیژن عبدالکریمی مطرح کردند و به دلایلی که در این برنامه ۳ ساعته امکان پاسخ به آن ها فراهم نشد، نگاشته شده است. 

توضیح مسایل در حد یک یادداشت کوتاه مدنظر است تا باریخ نیوز آن را در دید شما عزیزان قرار دهد. امید دارد بتواند در آینده نه چندان دور بتواند مجموعه حاضر را به عنوان یکی از تک نگاشت های اندیشکده آینده‌اندیشی سیمرغ آماده انتشار نماید. 

در این جا به دلیل اهمیت سناریوهای پیش رو نخست آنها را بیان و در مرحله بعد به پاسخ پرسش‌های دیگر خواهم پرداخت. پیش از ورود به سناریونویسی، باید «محورهای عدم‌ قطعیت» را با دقت مفهومی تفکیک کنیم؛ زیرا بدون تعیین پیشران‌ های کلیدی، هر سناریویی به پیش ‌گویی تقلیل می ‌یابد. در چارچوب تحلیل ساختاری، دو عدم ‌قطعیت بنیادین برای آینده ایران را می ‌توان چنین صورت ‌بندی کرد:

عدم ‌قطعیت نخست: سرنوشت نسبت ایران با نظم بین‌الملل

این عدم ‌قطعیت ناظر به چگونگی تعریف و بازتعریف رابطه ایران با ساختار قدرت جهانی است؛ از یک ‌سو امکان «ادغام نسبی و مدیریت ‌شده» در اقتصاد و سیاست جهانی وجود دارد، و از سوی دیگر تداوم یا تشدید «تقابل ساختاری». این محور صرفاً دیپلماتیک نیست؛ بلکه شامل رژیم تحریم ‌ها، دسترسی به سرمایه و فناوری، جایگاه ایران در معادلات انرژی، و نسبت آن با بازیگرانی چون  دونالد ترامپ، اتحادیه اروپا، چین و روسیه می‌شود. تجربه توافق برجام و خروج ایالات متحده از آن نشان داد که این متغیر، به ‌شدت ناپایدار و وابسته به تحولات بیرونی است. بنابراین این عدم ‌قطعیت بر طیفی میان «تعامل و تنش‌زدایی پایدار» تا «تقابل وفشار حداکثری» حرکت می‌کند. 

عدم‌ قطعیت دوم: الگوی تحول درونی قدرت و حکمرانی

این محور به کیفیت بازتوزیع قدرت در درون ساختار سیاسی و نسبت دولت–جامعه باز می ‌گردد. آیا سیستم به سمت «اصلاح نهادی، بازتعریف قرارداد اجتماعی و افزایش کارآمدی» حرکت می‌کند یا به سمت «تمرکز بیشتر، انسداد سیاسی و گذر از مطالبات»؟ این عدم‌ قطعیت شامل کارآمدی اقتصادی، شکاف نسلی، و ظرفیت پاسخگویی نهادها است. 
طیف این محور میان «باز تنظیم نهادی و اصلاح ‌پذیری» تا «انجماد ساختاری و فرسایش مشروعیت» قرار دارد.
بر مبنای تقاطع این دو عدم ‌قطعیت، اکنون با سه رویکرد نظری سناریوپردازی پیش می‌‌رویم: 

۱. سناریونویسی بر اساس رویکرد هرمان کان

کان (Herman Kahn) بر «تفکر درباره ناممکن ‌ها» و طراحی سناریوهای گاه افراطی برای آزمون تاب‌آوری سیستم تأکید داشت. او به دنبال کشف پیامد های منطقی هر مسیر تا انتها بود. 
۱) سناریو اول: «گشایش راهبردی و بازآرایی ملی».
تعامل خارجی افزایش می ‌یابد، تحریم ‌ها کاهش می‌ یابد، سرمایه خارجی محدود اما مؤثر وارد می‌شود، و در داخل نوعی بازتنظیم نهادی رخ می ‌دهد. رشد اقتصادی تدریجی، ثبات نسبی ارز، و بازسازی طبقه متوسط حاصل شده و ایران به بازیگری میانه‌رو در منطقه بدل می‌شود.
۲) سناریو دوم: «تعامل بیرونی، انسداد درونی»
در سطح بین‌المللی توافق‌ هایی حاصل می‌شود، اما در داخل اصلاح نهادی رخ نمی ‌دهد. شکاف اجتماعی پابرجاست. رشد اقتصادی شکننده است و سرمایه اجتماعی ترمیم نمی ‌شود. این سناریو به بی‌ثباتی نرم می ‌انجامد. 
۳) سناریو سوم: «تقابل بیرونی، انسداد درونی»
فشار حداکثری باز می‌گردد، اقتصاد تحت فشار تورمی شدید قرار می ‌گیرد، و در داخل تمرکز قدرت افزایش می  ‌یابد. این وضعیت می‌تواند به اعتراضات متناوب و فرسایش تدریجی ساختار بینجامد.
۴) سناریو چهارم: «تقابل بیرونی، بازتنظیم درونی»
با وجود فشار خارجی، سیستم در داخل به اصلاحات کارکردی روی می ‌آورد، اقتصاد مقاومتی واقعی ‌تر می‌شود و الگوی حکمرانی چابک ‌تر می‌گردد. این سناریو دشوار اما غیرناممکن است.
۲. سناریونویسی بر اساس رویکرد تایدا
تایدا (Taida) بر تحلیل ساختاری، شناسایی نیروهای پیشران، و ساخت سناریوهای منطقی مبتنی بر عدم‌ قطعیت ‌های کلیدی تأکید دارد و در اینجا تمرکز بر «سازگاری سیستم» است. 
۱) سناریو اول: «سیستم سازگار»
تعامل خارجی محدود اما پایدار می‌شود، و در داخل اصلاحات تدریجی شکل می ‌گیرد. نوسانات ادامه دارد ولی سیستم خود را تطبیق می ‌دهد.
۲) سناریو دوم: «سیستم دوپاره»
در سیاست خارجی تنش کاهش می ‌یابد، اما در داخل قطبی ‌سازی تشدید می‌شود. شکاف نسل جدید با ساختار رسمی افزایش می ‌یابد.
۳) سناریو سوم: «سیستم محاصره ‌شده»
تنش خارجی و فشار اقتصادی شدید می‌شود و هم زمان اصلاح درونی رخ نمی ‌دهد. مهاجرت نخبگان افزایش می‌یابد و رشد اقتصادی منفی می‌شود.
۴) سناریو چهارم: «گذار کنترل شده»
تغییرات درونی تدریجی ولی عمیق رخ می ‌دهد، حتی اگر فشار خارجی ادامه داشته باشد و قرارداد اجتماعی جدیدی شکل می ‌گیرد. 
۳. سناریونویسی بر اساس رویکرد پیتر شوارتز
شوارتز (Peter Schwartz) بر «روایت ‌سازی آینده» تأکید دارد؛ سناریوها باید داستان ‌مند، باور پذیر و قابل‌ تصویر باشند. 
الف) - سناریو اول: «ایرانِ بازگشته به مدار»
ایران پس از توافقی جدید، به بازار انرژی و زنجیره تأمین منطقه باز می‌گردد. طبقه متوسط احیا می‌شود و سیاست خارجی متوازن می‌گردد. 
ب) -سناریو دوم: «ایرانِ معلق»
نه جنگ، نه صلح. نه اصلاح جدی، نه فروپاشی. اقتصاد در سطحی پایین تثبیت می‌شود و جامعه در حالت انتظار می ‌ماند.
پ) - سناریو سوم: «ایرانِ محصور»
فشارهای بیرونی تشدید می‌شود، و در داخل تمرکز قدرت افزایش می ‌یابد. مهاجرت و رکود مزمن تشدید می‌شود.
ت) - سناریو چهارم: «ایرانِ بازآفرینی ‌شده»
گذار تدریجی در ساختار قدرت و اقتصاد دانش ‌بنیان رخ می ‌دهد. تنش خارجی مدیریت می‌شود. جامعه مدنی تقویت می‌گردد.
محتمل ‌ترین سناریو بر اساس واقعیت ‌های موجود
با توجه به شرایط کنونی — استمرار تحریم ‌ها، پیچیدگی مسئله هسته ‌ای، عدم شکل‌گیری توافق پایدار، فرسایش اقتصادی مزمن، و هم زمان عدم وجود نشانه ‌های فروپاشی سریع – شدنی ‌ترین سناریو در کوتاه ‌مدت و میان ‌مدت «ایرانِ معلق» یا «سیستم سازگار در سطح پایین» است.

این سناریو دارای ویژگی ‌های زیر است:

۱. تنش مدیریت ‌شده با غرب، بدون توافق جامع پایدار.
۲. اقتصاد با رشد پایین اما غیر منفی، همراه با تورم مزمن.
۳. تداوم مهاجرت نخبگان اما بدون فروپاشی نهادی.
۴. تغییرات تدریجی نسلی که در بلندمدت فشار تحول را افزایش می ‌دهد.
۵. نوعی موازنه میان امنیتی‌ سازی و کنترل اجتماعی با ارائه حداقلی از امتیازات اقتصادی.
چرا این سناریو محتمل‌تر است؟
زیرا نه اراده‌ای قاطع برای گشایش کامل دیده می‌شود و نه ظرفیت یا تمایل خارجی برای جنگ فراگیر در حال نمایش است. در عین حال ساختار داخلی هنوز از انسجام امنیتی و نهادی کافی برای جلوگیری از فروپاشی سریع برخوردار است. بنابراین مسیر «تعادل در رکود» محتمل‌تر از «جهش بزرگ» یا «سقوط ناگهانی» است. در همین حال گرایش وضعیت به تشدید عوامل برای تسریع تغییر را نباید نادیده انگاشت. 
پرسش‌ های نوشتار حاضر بر أساس آن چه در مناظره میان نویسنده و جناب عبدالکریمی نیاز به پاسخ داشت، سه سطح متفاوت اما به ‌هم ‌پیوسته را در برمی ‌گرفت: 
- سطح معرفتی (چیستی آینده ‌پژوهی)، 
- سطح ایدئولوژیک ـ تاریخی (شکاف میان تصویر وعده ‌داده ‌شده و واقعیت محقق ‌شده)، و
- سطح راهبردی (سناریوهای پیش‌ رو). هر سه را به ‌صورت منسجم و تحلیلی بررسی می‌ کنم. 
 
۱. آینده‌پژوهی چیست و شهروندان چگونه می‌ توانند دید درستی از آینده بیابند؟
آینده‌پژوهی نه پیش‌گویی است و نه فال‌ گیریِ علمی ‌شده؛ بلکه دانشی فرا ‌رشته‌ای است که با تحلیل روندها، عدم ‌قطعیت‌ها، پیشران‌های تغییر و نیروهای ساختاری، «میدان امکانات آینده» را ترسیم می‌کند. در سنت نظریه ‌پردازانی چون Herman Kahn آینده عرصه «امکان‌ های محتمل» ، نه «سرنوشت محتوم»، است هم چنین در رویکرد روایت ‌محور Peter Schwartz آینده هم چون مجموعه ‌ای از داستان ‌های قابل ‌تصویر درباره مسیرهای ممکن دیده می‌شود. 
بنابراین آینده ‌پژوهی سه کارکرد اساسی دارد:
نخست، کاهش خطای ادراکی؛ یعنی شکستن این توهم که آینده ادامه خطیِ امروز است. 
دوم، افزایش آمادگی؛ یعنی کمک به بازیگران برای مواجهه با شوک‌ها است. 
سوم، توانمند سازی انتخاب؛ زیرا آینده نتیجه کنش‌های امروز است. 
اما شهروندان چگونه می ‌توانند دید درستی از آینده بیابند؟
۱. تمایز میان «روند» و «شعار» را بیاموزند؛ بسیاری از تصاویر آینده، بیشتر محصول تبلیغات سیاسی ‌هستند تا اینکه دربرگیرنده تحلیل روندهای واقعی باشند. 
۲. به شاخص‌های عینی توجه کنند؛ مانند رشد اقتصادی، سرمایه اجتماعی، کیفیت حکمرانی، جمعیت، فناوری و جایگاه بین‌المللی است. 
۳. با مفهوم عدم ‌قطعیت کنار بیایند؛ قطعیت‌ طلبی افراطی، ذهن را آسیب‌ پذیر می‌کند. 
۴. از تک ‌روایت فاصله بگیرند؛ آینده همواره چند سناریویی است. 
در واقع، شهروند آینده‌نگر کسی است که به‌ جای پرسش «چه خواهد شد؟» می ‌پرسد: «چه چیزهایی ممکن است رخ دهد و من چگونه باید خود را آماده کنم؟»
 
۲. چرا تصویر ارائه‌ شده از آینده توسط جمهوری اسلامی محقق نشد؟ آن آینده چه بود؟ 

برای پاسخ دقیق، ابتدا باید آن تصویر را بازسازی کنیم. در سال‌‌های نخست انقلاب ۱۳۵۷، تصویری که از آینده ترسیم میشد، بر چند مؤلفه استوار بود:

۱. استقلال کامل از نظام سلطه جهانی.
۲. عدالت اجتماعی گسترده و رفع تبعیض طبقاتی.
۳. صدور الگوی انقلاب به جهان اسلام.
۴. تلفیق معنویت و سیاست برای ساخت «جامعه نمونه اسلامی».
این تصویر در بستر گفتمان انقلابی دهه ۱۳۵۰ و فضای جنگ سرد شکل گرفت؛ دوره‌ای که دوگانه شرق ـ غرب حاکم بود و انقلاب‌ها اغلب وعده «انسان نو» میدادند. 
چرا این تصویر محقق نشد؟
۱. نخست، تعارض میان ایدئولوژی و الزامات اقتصاد جهانی؛ استقلال کامل در جهانی شبکه‌ ای ‌شده عملاً هزینه ‌های سنگینی ایجاد کرد. 
۲. دوم، فشارهای ساختاری بیرونی؛ جنگ با عراق، تحریم‌ ها، و تنش ‌های مزمن منطقه‌ای منابع توسعه را مستهلک کرد. 
۳. سوم، ناکارآمدی نهادی؛ نظام حکمرانی نتوانست میان مشروعیت انقلابی و کارآمدی بوروکراتیک تعادل برقرار کند.
۴. چهارم، تغییر نسل و ارزش‌ها؛ نسل ‌های جدید با افق‌های متفاوتی از سبک زندگی و آزادی رشد کردند.
۵. پنجم، فرسایش سرمایه اجتماعی؛ فاصله میان وعده و عملکرد، اعتماد عمومی را کاهش داد.
در نتیجه، شکافی میان «آینده آرمانی وعده‌ داده ‌شده» و «واقعیت تجربه شده» شکل گرفت؛ شکافی که امروز به صورت بحران انتظارات خود را نشان می‌ دهد. 
۳. چه آینده ‌ها یا سناریو هایی پیش روی ماست؟
اگر دو عدم ‌قطعیت کلیدی را مبنا بگیریم — یعنی نسبت ایران با نظم جهانی و کیفیت تحول درونی حکمرانی — چهار سناریوی اصلی در افق کوتاه تا میان‌ مدت قابل تصور است:
1) سناریو اول: «تعادل در رکود»
- تنش خارجی مدیریت می‌شود، اما توافق جامع شکل نمی ‌گیرد. 
- در داخل نیز اصلاح بنیادین رخ نمی‌ دهد. اقتصاد در سطحی پایین تثبیت می‌شود. 
2) سناریو دوم: «گشایش محدود»
توافقی نسبی یا موقت حاصل می‌شود، بخشی از تحریم‌ها کاهش می ‌یابد و اقتصاد نفس می ‌کشد، اما چون اصلاح ساختاری در داخل عمیق نیست، اثر آن پایدار نمی‌ ماند.
3) سناریو سوم: «فشار و انقباض» 
تقابل خارجی تشدید می‌شود و در داخل تمرکز قدرت افزایش می ‌یابد. فشار اقتصادی و مهاجرت نخبگان شدت می‌گیرد. 
4) سناریو چهارم: «بازآرایی تدریجی» 
سیستم به ضرورت بازتعریف قرارداد اجتماعی پی می‌برد و اصلاحات نهادی را آغاز می‌کند، حتی اگر فشار خارجی ادامه داشته باشد. این سناریو در کوتاه‌ مدت کم ‌احتمال‌تر، اما در بلندمدت پایدارتر است. 
جمع ‌بندی تحلیلی:
آینده ایران بیش از آنکه در گرو یک حادثه ناگهانی باشد، به کیفیت تصمیم‌های ساختاری در سه حوزه وابسته است و این حوزه‌ها اقتصاد، حکمرانی و سیاست خارجی خواهد بود. آینده از پیش تعیین نشده است، اما میدان امکان‌ها نیز نامحدود نیست. 
پایان خبر/

ارسال نظرات
پربحث ترین