یادداشتی از مهدی مطهرنیا؛
نامهای کوتاه به قدرت در افق شتابآور فردا (۱)
جهان فردا، جهان قدرتهای شبکهای، سیال و چندلایه است و در آن جهان، مشروعیت، لحظهای اما بازتولیدشونده است؛ نه انباشتهشدنی و نه دائمی.
به گزارش باریخنیوز، مهدی مطهرنیا، رئیس اندیشکده آیندهاندیشی سیمرغ پس از انتشار مجموعه نظری آیین قدرت (سهگانه آیین قدرت، آرخه قدرت و آزمون قدرت) سلسله یادداشتهایی تحت عنوان «نامهای کوتاه به قدرت در افق شتابآور فردا» را به رشته تحریر درآورده که اولین شماره آن به شرح زیر از نظر میگذرد:
این نامه «نه» خطاب به یک دولت یا شخص خاص است و نه صرفاً به یک ساختار سیاسی معین؛ قدرت، این نامه خطاب به توست، آنگاه که خود را از معنا تهی کردهای اما هنوز به ابزار دل بستهای. خطاب به تو، وقتی فراموش میکنی که پیش از آنکه «اعمال» شوی، باید «پذیرفته» شوی و روایت بسازی و پیش از آن که سامان و سازمانیابی با خرد آمیختهگردی
قدرت؛ تو آیینی. نه به این معنا که مقدسی، بلکه از آن رو که بدون معنا، بدون روایت، بدون پیوند با ذهن و زیست جامعه، وجود نداری. زور میتواند اطاعت بسازد، اما هرگز تعلق خلق نمیکند. آنچه امروز در ایران مشاهده میشود، بحران اطاعت نیست؛ بحران تعلق است. این تمایز، اگر فهم نشود، همهی محاسبات را به خطا خواهد برد.
در جهان امروز، قدرت دیگر صرفاً در انباشت منابع، کنترل فضا یا تسلط بر نهادها خلاصه نمیشود. قدرت، بیش از هر زمان دیگر، در «سرعت انطباق با تغییر» و «توان تولید معنا در زمان فشرده» تعریف میشود. تو اما، هنوز با منطق ایستای دیروز عمل میکنی، در حالی که جهان، با شتابی بیسابقه، از کنار تو عبور میکند و این شکاف زمانی، خطرناکتر از هر تهدید امنیتی است.
قدرت،
نشانههای فرسایش تو آشکار است:
فرسایش معنایی، زمانی که روایتت دیگر الهامبخش نیست؛
فرسایش کارکردی، وقتی تصمیمها هزینهزا اما بیثمر میشوند؛
فرسایش مشروعیتی، آنگاه که تو ناچار میشوی مدام از خودت دفاع کنی.
قدرتی که مدام در حال توجیه خویش است، در واقع در حال از دست دادن خویش است.
اینکه هنوز میپنداریم افزایش کنترل، جایگزین فقدان اعتماد میشود، این خطای راهبردی است. کنترل، اگر پشتوانهی آیینی نداشته باشد، تنها سرعت فرسایش را افزایش میدهد. جامعهای که دیگر تو را نمایندهی آیندهی خود نمیبیند، الزاماً به خیابان نمیآید؛ گاه صرفاً کناره میگیرد، مهاجرت میکند، یا به سکوتی سرد پناه میبرد. این سکوت، نه نشانهی رضایت، بلکه علامت گسست است.
قدرت،
در منطقهای پرآشوب ایستادهای، اما بیش از آنکه در محاصرهی دشمنان باشی، در محاصرهی زمان هستی. زمان، دیگر به نفع قدرتهای کُند عمل نمیکند. در جهان پرشتاب اکنون، تصمیمهای دیرهنگام، معادل تصمیمهای اشتباهاند. در شتابآورِ فردا، قدرتهایی دوام میآورند که بتوانند پیش از بحران، خود را بازتعریف کنند؛ نه آنهایی که منتظر انفجار میمانند تا واکنش نشان دهند.
کنشهای منطقهای تو، بدون بازسازی آیین قدرت در درون، ناگزیر به فرسایش مضاعف منجر میشوند. هیچ قدرتی نمیتواند در بیرون، مشروعیتی بیش از آنچه در درون تولید کرده است، مصرف کند. هر مداخلهی بیرونی، بدون رضایت درونی، نوعی وامگیری از آینده است؛ و این وام، با بهرهی سنگین بازپرداخت میشود.
قدرت،
تو هنوز میان «اقتدار» و «صلابت» تمایز قائل نیستی. اقتدار، محصول پذیرش است؛ صلابت، نتیجهی انباشت ابزار. صلابت بدون اقتدار، ناپایدار است. آیین قدرت، زمانی زنده میماند که جامعه، حتی در نقد تو، خود را بخشی از روایت بداند. حذف، طرد و تقلیل جامعه به «مسئلهی امنیتی»، نشانهی قدرت نیست؛ نشانهی ناتوانی در تولید معناست.
جهان فردا، جهان قدرتهای شبکهای، سیال و چندلایه است. در آن جهان، مشروعیت، لحظهای اما بازتولیدشونده است؛ نه انباشتهشدنی و نه دائمی. قدرتی که نتواند خود را با این منطق تطبیق دهد، ناگزیر یا فرو میریزد یا به حاشیه رانده میشود. تاریخ آینده، رحم کمتری از تاریخ گذشته خواهد داشت.
این نامه، دعوت به بازگشت است؛ نه به گذشته، بلکه به عقلانیت آیینی قدرت. نه خطاب به دارندگان تو که خطاب به خواهندگان تو نیز هست.
هنوز میتوان روایت را بازسازی کرد، هنوز میتوان مسئولیت را پذیرفت، هنوز میتوان آیین قدرت را از نو صورتبندی کرد. اما این «هنوز»، بیانتها نیست. هر روز تأخیر، هزینهی بازسازی را تصاعدی میکند. ملت من به تو «قدرت» بیش از هر زمانی نیازمندند، اما به قدرت و نه سلطه تو بر مراکز قدرت! قدرت زمانی قادر است که مقتدرانه عمل کند و پیش از آن خردمندانه به آینده ها بنگرد.
قدرت تو بافتاری بایسته، ریختاری سزاوار، سیستمی شایسته و عاملیتهایی صاحب اندیشه پیشاهنگ و ارادههایی عملگرا نیاز داری
قدرت،
آخرین هشدارها، همیشه آراماند؛ فریاد، معمولاً دیر میرسد.
پرسش نهایی، همچنان پابرجاست و گریزی از آن نیست:
تو قدرتی برای ساختن آیندهای مشترک، یا صرفاً نیرویی برای حفظ وضعیتی فرسوده هستی؟ایران فردا نیازمند قدرت شکوه آفرین است.
پاسخ این پرسش، سرنوشت تو را رقم خواهد زد.
برایت بهترینها را از خدایم خواستارم.